دنیای من محمد
به بهاران سوگند که تو بر خواهی گشت،من به این معجزه ایمان دارم
سمی نوشت:
می ترسم آنقدر دیر به فکر برگشتن بیفتی که
هر دوی ما پیر شویم !!
آنوقت دیگر نه تو پای آمدن داری
و نه من چشم دیدن !!!
نظرات شما عزیزان:
آنقدر پیش این و آن از خوبی های نداشته اش گفتم که...
وقتی سراغش را میگیرند،شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت...
پاسخ:
مرسی عزیزم عالی بود
وقتی سراغش را میگیرند،شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت...
نوشته شده در دو شنبه 9 آبان 1390برچسب:, ساعت
10:45 توسط سمیرا | يک نظر |
Power By:
LoxBlog.Com |